
" عشق ، یا درست در میانش هستی ، در آتشش ، یا بیرونش هستی ، در حسرتش . " - از متن کتاب -به تازگی کتاب ملت عشق – الیف شافاک - با عنوان اصلی چهل قانون عشق را خواندم . شنیده بودم بسیار پرفروش است . نثر مترجم فارسی زبان - ارسلان فصیحی - بسیار ساده و روان است تا جایی که گه گاه به نظر می رسد در متن اصلی دخل و تصرفهایی شده (!؟) از طرفی سبک روایت دو قصه کاملا غیر هم عصر در یک داستان و نیز نقل داستان از زبان تک تک شخصیت های کتاب که در تقسیم بندی هوشمندانه داستان به فصول متعدد اتفاق افتاده ، بدون شک از نظر ادبی قابل تحسین است.ولی از اینها که بگذریم ، در روایت داستان شمس و مولوی که یکی از دو قصه کتاب است بر خلاف ماهیت تاریخی آن ، جعلهایی از جنس افسانه رخ می دهد .در دیگر داستان که راوی اصلی کتاب ، خود را روایت می کند هم بارها و بارها به تخیلات متافیزیکی متوصل می شود. کلا رد پای قصه های فراطبیعی در کتاب بسیار پر رنگ است . از کف بینی تا معجزات خرد و کلان .به بیانی ، خواننده بین حقیقت تاریخ و مجاز تخیل نویسنده و گاها ماخذهای او مردد می ماند .
برچسب:
نویسنده: حمید طباطبایی
تاريخ: يکشنبه
26 تير
1401 ساعت: 1:52